«تنبور» ساز باستانی و چند نغمه ی شورانگیز

این ساز «تنبور» قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.
تنبور يكى از پرطرفدارترين و پرمخاطب ترين سازهاى موسيقى نواحى ايران است.جذابيت اين ساز، به دليل ماهيت اجراى مقام ها و جنبه عرفانى و معنوى به تدريج پارا از دايره ايران فراتر برده و در اروپا و آمريكا نيز، به اين ساز و اجراى آن توجه و رويكرد فراوان شده است.

ساز تنبور متعلق به موسيقى يارسان و حوزه اصلى رواج آن كرمانشاه و دو منطقه صحنه و گوران است.
موسيقى اجراشده به وسيله اين ساز شامل مقام هاى حقانى و كلام هاى مذهبى، مقام هاى باستانى و سرانجام مقام هاى مجلسى و مجازى است.
این ساز (تنبور) قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.
نخستين مكتوب و مستند مربوط به آن، كتاب موسيقي الكبير ابونصر فارابي است. فيلسوف، دانشمند و موسيقيدان عصر سامانيان با دقتي تحسين برانگيز تمام زيروبم اين ساز را كاويده و در بخش سازشناسي كتابش، برايمان به يادگار نهاده است. او به ضرورت زمان خويش، كتاب را به زبان عربي نوشت تا سرانجام فرزندان خلفش پس از هزار سال به فارسي برگرداندند!
فارابي در موسيقي الكبير از دو نمونه تنبور مهم و رايج زمانه خويش نام مي برد. نخست تنبور بغدادي با كاسه اي كوچك و ديگر از تنبور خراساني ياد مي كند. امروزه تنبور خراساني با همان ويژگي هاي مكتوب فارابي يافت مي شود، چه از حيث ابعاد و اندازه ها و چه از نظر پرده بندي، اما تكليف تنبور بغدادي به درستي برايمان روشن نيست. شايد تنبور رايج در غرب ايران (كرمانشاه) با كاسه اي كوچكتر از نوع خراساني بازمانده همان تنبور بغداد باشد.
تنبور خراساني امروزه ديگر بدين نام خوانده نمي شود. بنابر ظاهر ساده و بي تكلفش، آن را دوتار مي نامند زيرا تنها از دو عدد تار (سيم) بهره مي برد. همچنين تنبور كرمانشاه را دوتار نمي خوانند. گويا به دليل تضاد اين عنوان با وضع موجود آن باشد.
تنبور امروز كرمانشاه داراي سه عدد تار (سيم) است. دوتار خراسان هم با دو گونه متفاوت هم اينك به حيات چند هزار ساله اش ادامه مي دهد. يكي نوع مربوط به شرق خراسان و به ويژه تربت جام كه ساده ترين دوتار ايران است يعني پرده هاي روي دسته ساز فقط نه عدد است. دوتار ديگر اين خطه متعلق به شمال خراسان با مركزيت قوچان، شيروان و بجنورد است.
در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:
طنبار معرب طنبور سازي است معروف.
طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.
قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند
ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه.
تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود.
چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است.
در مقاله ای دیگر می خوانیم:
« تنبور » یکی از سازهای باستانی و عرفانی ایران زمین است که بیشتر در نواحی غرب و شرق ایران رایج است. از قرائن و شواهد تاریخی و یافته های باستان شناسی بر می آید که این ساز قدمتی 6000 ساله دارد ومهم ترین سند تاریخی در اثبات ادعای مذکور،مجسمه ای است که در حین حفاری در حوالی مقبره حضرت دانیال نبی ، واقع در شوش ، به دست آمده و این مجسمه نشانگر دو مرد نوازنده است که در دست یکی از آنها تنبور قابل تشخیص است و قدمت این اثر به قبل از ظهور حضرت موسی(ع) یعنی به 3 الی 4 هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد. یکی دیگر از قدیمی ترین نشانه هایی که از این ساز در دست است ، سازهایی است که در تپه بنی یونس و کیون جیک واقع در حوالی شهر موصل بر روی دیوار ترسیم شده اند.
هرچند نمی توان با دقت و یقین زمان اختراع این ساز را تعیین کرد ، اما به صراحت می توان گفت که ساختن و نواختن تنبور به قرن ها پیش از ظهور اسلام بر می گردد به طوری محققین معتقدند که اکثر سازهای زهی ، از این ساز کهن مشتق شده اند و« هلمهلتز » محقق آلمانی در این زمینه می گوید: «پرده بندی تنبور ، پایه و اساس موسیقی ایرانی بوده که در زمان ساسانیان شکل گرفته و بی سبب نیست که این ساز را پدر «تار» نامیده اند.» تنبور در زمان اشکانیان و ساسانیان از جایگاه رفیعی بر خوردار بود. به طوری که ابن خرداددررسالهاللهووالملاهیدربارهموسیقیعصرخسروپرویزمینویسد:
«ایرانیانمعمولا عود را با نای و زنای را با تنبور و... می نواختند» و در فرهنگ دهخدا به نقل از کریستن سن ، سازهای زمان ساسانیان ، عود ، نای ، تنبور ، مزمار و چنگ معرفی شده اند و مسلما در زمان خسروپرویز ، تنبور بسیار مورد توجه بوده و تصاویر حک شده بر دیوار عمرا که نوعی تنبور در آن قابل تشخیص است نیز مبین این ادعاست.
پس از پیدایش اسلام نیز ، این ساز در زمره سازهای مورد تحقیق از سوی دانشمندان اسلامی و نیز مورد توجه شاعران بزرگی چون مولوی و منوچهری دامغانی بوده است.
بانگ گردش های چرخست این که خلق .... می سرایندش به تنبور و به حلق (مولوی)
به یاد شهر یارم نوش گردان .... به بانگ چنگ و موسیقال و تنبور (منوچهری دامغانی)
خنیا گرانت فاخته و عندلیب را .... بشکست نای در کف و تنبور درکنار (منوچهری دامغانی)
هم اکنون تنبور را در بین اقوام مختلف آسیای میانه و سرزمین های اسلامی با نام های«دومبرا» ، «چونگور» ،«تونبره» ، «تنبورا» ، «تامبور» و «تنبور» می توان یافت. این ساز در شرق و غرب ایران به وفور و در نواحی شمال عراق و شهرهای مرزی ترکیه و ایران در حد کمتری با نام ها و شکل های مشابهی دیده می شود.
تنبور رایج در منطقه غرب ایران و عراق ، تنبور تیسفونی نامیده می شود که دارای کاسه ای گلابی شکل ، دسته ای بلند و 12 تا 14 پرده می باشد و در مناطق مختلف استان کرمانشاهان از جمله شهر کرمانشاه ، کرند غرب ، گهواره ، صحنه ، ماهیدشت ، دینور و ... و برخی روستاهای همدان و اسدآباد و نهاوند رایج است.
در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشین ، ساز اساسی در تک نوازی و هم نوازی می باشد و می توان ادعا کرد که بدون این ساز ، موسیقی عرفانی این مناطق هیچ گاه معنای کاملی ندارد و همین امر چنان قداستی بدان بخشیده که در برخی مناطق بدون داشتن وضو آن را نمی نوازند و نوازندگان آن از گزیدگان قوم بوده و دارای ارزشی معنوی در بین مردم می باشند.
منبع:www.negahak.com