تبليغاتX
هنر از خاک تا موسیقی

هنر از خاک تا موسیقی

از همه چیز و همه جای ایران زمین

سرنا

سرنا

سورنا

سُرنا و کَرنا هر دو به معنی بوق و با لغت "Horn" در انگلیسی از یک ریشه می‌باشند. در اصل در میان اقوامی که زبان هندواروپائی اولیه را صحبت می‌کردند این ساز به علت اینکه از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده. شاهد دیگری که به این ادعا و مشابهت مهر تائید می‌زند نام ذوالقرنین، به معنی دارنده دو شاخ است. قَرن که مُعَرَّب کَرن است (که در اسم کَرنا مشاهده می‌شود) به معنی شاخ می‌باشد. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی یا بوقی به شمار میآید.

اين ساز متشكل است ازيك لوله مخروطي شكل، كه درانتهاي بالائي آن «قميش» قرارمي گيرد. سرنا از دسته سازهاي «دوزبانه» است و به اين ترتيب«قميش» آن از دو تيغه متكي به هم تشكيل شده و انتهاي آن دو در حلقه اي مسطح محصورشده است.
در روي لوله، تعداد 6 تا 7 سوراخ تعبيه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دو دست، اصوات حاصله را زير و بم مي كند.
وسعت صدا نيز در اين ساز كاملاً ثابت نيست و واضح است كه سرناهاي بزرگتر ميدان صدائي بم تر از سرناهاي كوچك دارند.
سرنا سازي نه تنها محلي بلكه قديمي است. در اشعار شعراي ايران به كرات نام «سرنا» يا «سورنا» يا «سورناي» آمده است.
در نواحي بختياري و دزفول سرناي كوچك معمول است. سرناي محلي معمولاً با دهل نواخته مي شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 فروردین1389ساعت 12:22  توسط هنرمندان  | 

عیدتون مبارک

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نوروز جشن آغاز سال و بزرگترین جشن ملى ایرانیان است که سابقه اى هزاران ساله دارد. نوروز در لغت به معنی روز جدید می باشد كه هم پایان و هم آغازی دوباره را به یاد می آورد و شروع آن با اولین روز آغاز بهار متقارن است. نوروز جشن بیداری دوباره طبیعت است كه این جشن سمبلی از پیروزی خوبی بر بدی یا نور بر تاریكی است كه زمستان سمبلی از تاریكی است.

از روزها قبل از آغاز نوروز ایرانیان خانه های خود را تمیز میكنند لباسهای نو می پوشند و خود را برای جشن آماده می كنند. سنتهای زیادی پیش از آغاز نوروز و در خلال آن وجود دارند از جمله : حاجی فیروز، چهارشنبه سوری، سفره هفت سین، سیزده بدر و آئین های دیگری که ریشه در فرهنگ و آداب ایرانیان دارد. ایرانیان طی قرنها با وجود همه مشكلات همواره نوروز را با شكوه هرچه تمام تر برگزار نموده اند و این امر اهمیت و جایگاه عظیم این جشن ملی را نزد ایرانیان نشان می دهد.

ناگفته نماند که زمان تحویل سال 1389 به وقت ایران، شنبه 29 اسفند 1388، ساعت 21 و 2 دقیقه و 13 ثانیه میباشد که امیدوارم لحظات شادمانه، زیبا و باشکوهی در خاطرات همگی شما دوستان ارجمند ترسیم شود و سالی پربار و سراسر کامیابی را پیش رو داشته باشید.

ضمنا عید نوروز و آغاز سال جدید را به آبجی بهتر از گلم نگار جون تبریک میگم و امیدوارم سالی پر برکت و با موفقیت روز افزون را در پیش رو داشته باشد. 


یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقــدیم تـو بــاد

تنها دل ساده ای است دارایی ما
آن هم شب عیـد تقــدیم تـو بــاد

با کلیک بر روی ادامه مطلب میتوانید فلسفه نوروز را مشاهده نمایید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 اسفند1388ساعت 10:50  توسط هنرمندان  | 

تنبور

«تنبور» ساز باستانی و چند نغمه ی شورانگیز

این ساز «تنبور» قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.

تنبور يكى از پرطرفدارترين و پرمخاطب ترين سازهاى موسيقى نواحى ايران است.جذابيت اين ساز، به دليل ماهيت اجراى مقام ها و جنبه عرفانى و معنوى به تدريج پارا از دايره ايران فراتر برده و در اروپا و آمريكا نيز، به اين ساز و اجراى آن توجه و رويكرد فراوان شده است.

 

ساز تنبور متعلق به موسيقى يارسان و حوزه اصلى رواج آن كرمانشاه و دو منطقه صحنه و گوران است.
موسيقى اجراشده به وسيله اين ساز شامل مقام هاى حقانى و كلام هاى مذهبى، مقام هاى باستانى و سرانجام مقام هاى مجلسى و مجازى است.

این ساز (تنبور) قديمي ترين ساز مضرابي و مقيد ايراني است كه با توجه به نقوش سنگي به جا مانده، حكايت از قدمتي چند هزار ساله دارد.

نخستين مكتوب و مستند مربوط به آن، كتاب موسيقي الكبير ابونصر فارابي است. فيلسوف، دانشمند و موسيقيدان عصر سامانيان با دقتي تحسين برانگيز تمام زيروبم اين ساز را كاويده و در بخش سازشناسي كتابش، برايمان به يادگار نهاده است. او به ضرورت زمان خويش، كتاب را به زبان عربي نوشت تا سرانجام فرزندان خلفش پس از هزار سال به فارسي برگرداندند!

فارابي در موسيقي الكبير از دو نمونه تنبور مهم و رايج زمانه خويش نام مي برد. نخست تنبور بغدادي با كاسه اي كوچك و ديگر از تنبور خراساني ياد مي كند. امروزه تنبور خراساني با همان ويژگي هاي مكتوب فارابي يافت مي شود، چه از حيث ابعاد و اندازه ها و چه از نظر پرده بندي، اما تكليف تنبور بغدادي به درستي برايمان روشن نيست. شايد تنبور رايج در غرب ايران (كرمانشاه) با كاسه اي كوچكتر از نوع خراساني بازمانده همان تنبور بغداد باشد.

تنبور خراساني امروزه ديگر بدين نام خوانده نمي شود. بنابر ظاهر ساده و بي تكلفش، آن را دوتار مي نامند زيرا تنها از دو عدد تار (سيم) بهره مي برد. همچنين تنبور كرمانشاه را دوتار نمي خوانند. گويا به دليل تضاد اين عنوان با وضع موجود آن باشد.

 تنبور امروز كرمانشاه داراي سه عدد تار (سيم) است. دوتار خراسان هم با دو گونه متفاوت هم اينك به حيات چند هزار ساله اش ادامه مي دهد. يكي نوع مربوط به شرق خراسان و به ويژه تربت جام كه ساده ترين دوتار ايران است يعني پرده هاي روي دسته ساز فقط نه عدد است. دوتار ديگر اين خطه متعلق به شمال خراسان با مركزيت قوچان، شيروان و بجنورد است.

 در لغت نامه دهخدا در خصوص طنبار، طنبور و طنبوره و .... چنين آمده است:
طنبار معرب طنبور سازي است معروف.
طنبور يكي از آلات ذوات الاوتار است.

قسمتي از آن را شش تا گويند كه شش تار دارد و قسمتي ديگر را سه تا كه سه تار دارد. در قديم دو وتر بر آن بوده و امروز تا شش متر بر آن كنند

ساز ديگري در ايران بنام طنبور يا تنبور سابقه قديم دارد، اين ساز دو سيم داشته و مضرابي بوده كه با انگشتان دست راست نواخته مي شود، و هم اكنون در كردستان معمول است.
شكل طنبور همه جا در نقاشي هاي قديم بخصوص در مينياتورها ديده مي شود و كاسه آن از چوب است و دهانه آن هم پوست ندارد، مثل سه تار ولي كاسه اش بزرگتر است به شكل يك نصفه خربزه.

تنبور داراي شكمي گلابي و دسته اي دراز است كه بر روي آن از 10 تا 15 پرده بسته مي شود. رويه جلويي شكم چوبي است. دسته اين ساز مانند سه تار، بر سر ساز متصل است و سر در حقيقت، ادامه دسته است كه بر روي سطوح جلويي و جانبي آن، هر يك دو گوشي كار گذارده شده كه سيم ها به دور آنها پيچيده مي شوند. سيمهاي تنبور 4 عدد و معمولاً به فاصله هاي مختلف كوك مي شده است. اين ساز معمولاً بدون مضراب و با انگشت نواخته مي شود.

چنانكه در تاريخ موسيقي ايراني نوشته شده در قديم سازي به نام تنبور وجود داشته و از آن انواع مختلفي ذكر كرده اند. مثلاً گفته شده كه فارابي تئوري دان مشهور موسيقي ايران، تنبور بغدادي و تنبور خراسان را دستان بندي كرده است.

در مقاله ای دیگر می خوانیم:

 « تنبور » یکی از سازهای  باستانی و عرفانی ایران زمین است که بیشتر در نواحی غرب و شرق ایران رایج است. از قرائن و شواهد تاریخی و یافته های باستان شناسی بر می آید که این ساز قدمتی 6000 ساله دارد ومهم ترین سند تاریخی در اثبات ادعای مذکور،مجسمه ای است که در حین حفاری در حوالی مقبره حضرت دانیال نبی ، واقع در شوش ، به دست آمده و این مجسمه نشانگر دو مرد نوازنده است که در دست یکی از آنها تنبور قابل تشخیص است و قدمت این اثر به قبل از ظهور حضرت موسی(ع) یعنی به 3 الی 4 هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد. یکی دیگر از قدیمی ترین نشانه هایی که از این ساز در دست است ، سازهایی است که در تپه بنی یونس و کیون جیک واقع در حوالی شهر موصل بر روی دیوار ترسیم شده اند. 

 هرچند نمی توان با دقت و یقین زمان اختراع این ساز را تعیین کرد ، اما به صراحت می توان گفت که ساختن و نواختن تنبور به قرن ها پیش از ظهور اسلام بر می گردد به طوری محققین معتقدند که اکثر سازهای زهی ، از این ساز کهن مشتق شده اند و« هلمهلتز » محقق آلمانی در این زمینه می گوید: «پرده بندی تنبور ، پایه و اساس موسیقی ایرانی بوده که در زمان ساسانیان شکل گرفته و بی سبب نیست که این ساز را پدر «تار» نامیده اند.» تنبور در زمان اشکانیان و ساسانیان از جایگاه رفیعی بر خوردار بود. به طوری که ابن خرداددررسالهاللهووالملاهیدربارهموسیقیعصرخسروپرویزمینویسد:
«ایرانیانمعمولا عود را با نای و زنای را با تنبور و... می نواختند» و در فرهنگ دهخدا به نقل از کریستن سن ، سازهای زمان ساسانیان ، عود ، نای ، تنبور ، مزمار و چنگ معرفی شده اند و مسلما در زمان خسروپرویز ، تنبور بسیار مورد توجه بوده و تصاویر حک شده بر دیوار عمرا که نوعی تنبور در آن قابل تشخیص است نیز مبین این ادعاست.
    
پس از پیدایش اسلام نیز ، این ساز در زمره سازهای مورد تحقیق از سوی دانشمندان اسلامی و نیز مورد توجه شاعران بزرگی چون مولوی و منوچهری دامغانی بوده است.


بانگ گردش های چرخست این که خلق .... می سرایندش به تنبور و به حلق   (مولوی)
                  
     
به    یاد    شهر     یارم    نوش    گردان .... به بانگ چنگ و موسیقال و تنبور   (منوچهری دامغانی)  
      
     
خنیا     گرانت    فاخته  و    عندلیب    را .... بشکست نای در کف و تنبور درکنار (منوچهری دامغانی) 
         

 هم اکنون تنبور را در بین اقوام مختلف آسیای میانه و سرزمین های اسلامی با نام های«دومبرا» ، «چونگور» ،«تونبره» ، «تنبورا» ، «تامبور» و «تنبور» می توان یافت. این ساز در شرق و غرب ایران به وفور و در نواحی شمال عراق و شهرهای مرزی ترکیه و ایران در حد کمتری با نام ها و شکل های مشابهی دیده می شود. 
تنبور رایج در منطقه غرب ایران و عراق ، تنبور تیسفونی نامیده می شود که دارای کاسه ای گلابی شکل ، دسته ای بلند و 12 تا 14 پرده می باشد و در مناطق مختلف استان کرمانشاهان از جمله شهر کرمانشاه ، کرند غرب ، گهواره ، صحنه ، ماهیدشت ، دینور و ... و برخی روستاهای همدان و اسدآباد و نهاوند رایج است. 
در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشین ، ساز اساسی در تک نوازی و هم نوازی می باشد و می توان ادعا کرد که بدون این ساز ، موسیقی عرفانی این مناطق هیچ گاه معنای کاملی ندارد و همین امر چنان قداستی بدان بخشیده که در برخی مناطق بدون داشتن وضو آن را نمی نوازند و نوازندگان آن از گزیدگان قوم بوده و دارای ارزشی معنوی در بین مردم می باشند.

منبع:www.negahak.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 11:34  توسط هنرمندان  | 

سلاااام

 

سلام باز اومدم تا دوباره ما شویم.

در چند روز آینده با یه آپ درست حسابی در خدمتتون هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اسفند1388ساعت 10:35  توسط هنرمندان  | 

قیچک

قیچک

ساز قیچک در زیر مجموعه سازهای مضرابی زهی آرشه ای میباشد شکم ساز از دو قسمت مجزا از یکدیگر تشکیل یافته ، قسمت تحتانی کوچکتر و به شکل نیم کره است که بر سطح مقطع جلو پوست کشیده شده و روی پوست خرک ساز قرار دارد : قسمت بالائی بزرگتر ، مانند چتری روی قسمت تحتانی قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحی منحنی از عقب به هم اتصال یافته اند و در نتیجه در جلو یا بین دو قسمت حفره ای تشکیل شده است . سطح جلوئی قسمت بالا ، جز در ناحیه وسط که زیر گردن ساز قرار گرفته به دو صورت دو شکاف پهن باز است

دسته ساز تقریبا در نصف طول خود روی شکم قرار گرفته و نیمه دیگر در بالا به جعبه گوشی ها متصل است و دسته فاقد " دستان " است
سر متشکل است از جعبه کوچک محل قرار گرفتن چهار گوشی ، هر دو گوشی در یک طرف آن و یک زائده منحنی شکل برای آویختن ساز که کمی به عقب برگشته و جهتی افقی یافته است

قیچک اساسا جزو دسته سازهای محلی بوده که در سالهای اخیر در حمایت وزارت فرهنگ و هنر به شهر آورده شده و نه تنها ساختمان و کوک آن را تکمیل و تنظیم کرده اند ، بلکه آن را به سه اندازه مختلف ، قیچک سوپرانو ( به طول 5/56 سانتیمتر ) ، قیچک آلتو ( 63) سانتیمتر ، و قیچک باس به همان نسبت بزرگتر ساخته اند
تمام انواع بالا چهار سیمه است و کوک سیم ها به ترتیب مشروحه در استاندارد شده اند

قیچک باس 70 سانتیمتر است و طول سیم مرتعش در قیچک سوپرانو = 5/ 33 ، در قیچک آلتو = 5/37 

وسعت هر یک از انواع حدود سه اکتاو است . قیچک سوپرانو سازی است که قابلیت تکنوازی و همنوازی هر دو را حائز است ولی دو نوع بعدی التو و باس بیشتر به منظور همنوازی در ارکستر به کار می رود . آرشه قیچک ، پس از استاندارد شدن ساز ، عینا همان آرشه ویولن است

قیچک از انواع سازهای محلی است که در سالهای اخیر به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و بیشتر در نواحی جنوب شرقی ایران معمول است و در آن نواحی حتی ، طبق عقیده و سنت اهالی ، برای معالجه امراض به کار می رود . در سطح فوقانی شکم و پشت دسته سوراخ و حلقه ای است که دو تسمه بر آن الصاق می شود : یکی از تسمه ها را به کتف چپ و دیگری را به کمر می بندند و ساز در موقع نواختن تقریبا آزاد و آویزان می شود . اما نوازندگان شهری تمایل به ستفاده از این تمهید ندارند
کوک قیچک محلی ثابت نیست ولی قدر مسلم این که سیم ها تقریبا هیچ وقت نسبت به یکدیگر فاصله پنجم نداشته اند
آرشه - در اصل نوع محلی آن شبیه به آرشه کمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ویولن و ویولنسل در نواختن نوع شهری آن استفاده می شود .

از کتاب ساز شناسی تالیف پرویز منصوری
 

ارسال:محمدرضا

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 12:6  توسط هنرمندان  | 

پیشینه سفالگری در ایران

در ایران قدمت سفالینه‌ها به بیش از ۱۰٬۰۰۰ سال می‌رسد.
کهنترین ظرفی که در ایران یافت شده‌است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانند قدیمی ترین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پیدا شده‌است. نخستین ظرفهای سفالی که با روش کربن 14 تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چهارم پیش از زایش مسیح است در میانرودان یافت شده‌است. کهنترین سفالی که در ایران یافت شده متعلق به هـمان دوره‌است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه‌های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تغییرات و وقفه‌هایی که داشت بیش از ۲۰۰۰ سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.
از اوایل هزاره پیش از میلاد ما شاهد ظرفهای سفالی ساخته شده در فلات مرکزی ایران در مناطق کوهستانی زاگرس هستیم. مانند تپه گیان و گودین تپه یا ظروف منقوش فارس و خوزستان در مناطق کوهستانی زاگرس دیده شده‌است. تنها دلیل این امر این بوده‌است: از آنجایی که زنان عمده ترین تولید کنندگان سفال بوده‌اند با ازدواج به قبایل متعلق به همسران خود مهاجرت کرده و به این ترتیب تکنیک ساخت ظروف سفالی و تزیین آن را به مناطق دیگر منتقل می‌کردند.


شوش مهد سفالگری :
در شش هزار سال پیش از میلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت درصنعت سفال دیده می‌شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده‌ای که با دست حرکت می‌کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را درین صنعت بوجود آورد.
از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه‌ای از مشرق ایران تا عراق و از قفقاز با دره سند را از زیر خاک بیرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته‌است. نخستین نمونه‌های آن از شوش در ایلام که نخستین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه‌هـایی که از تپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تل حیف در عراق و از شمال غربی هندوستان و بلوچستان ، یا از فلات ایران در تپه گیان و تپه حصار وتورنگ تپه و تپه سیلک ، یا در بخش شرق تا آنائو که امروز در ترکستان روسیه‌است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می‌شود. سفالهـایی که بـنام شوش نخست معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پـیش از میلاد مسیح می‌باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگی نیز در ایالت کانسوی چین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.


سفالگری در ایران :
سفال یکی از قدیمیترین ساخته های دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است . به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشم گیر شده است. این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شده است. عده ای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی می دانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است
در حدود ده هزار سال پیش که انسان‌های ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند و در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفال های ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاری های باستان شناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است.
یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش می باشد که در طول هزاره های ششم و پنجم ق.م. در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفال ها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده می باشد. این نوع سفال طی حفریات باستان شناسی از محوطه های باستانی چشمه علی، قره تپه شهریار ، اسماعیل آباد ، تپه زاغه ، سیلک و حصار شناسائی شده اند.
مهم‌ترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را بکلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاههای سفالگری سنتی است دست یافتند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 23:24  توسط هنرمندان  | 

او کیست؟؟

 

بتههون

 او کیست که میگوید فرزندانتان را به تقوا توصیه کنید زیرا تنها مایه خوشبختی تقواست نه پول..من این حرفها را بر اثر تجربه های خود میگویم تقواست که مرا در بدبختی حفظ کرده است و اگر من با خودکشی به حیات خود خاتمه نداده ام بقیه عمر خود خود را به  تقوا و هنر موسیقی خود مدیونم ...

در جایی دیگر میگوید :خدایا به من نیرویی عطا کن که بر خود چیره باشم .....

رومن رولان میگوید در روح او پاکی و عفافی فوق العاده وجود داشت که حتی از یک کلمه ناروا یا فکر دور از نزاکت به وحشت می افتاد.

شیندلر از نزدیک ترین دوستان وی نیز این موضوع را یاد آور میشود که هرگز ضعف نفسی نداشت که بخاطر آن وجدانش در خور ملامت باشد....

رومن رولان به او صفت پرومته (کسی که کوششی عظیم اما پاداشی سخت و تلخ می گیرد)می دهد .چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

او کسی است که در سخت ترین شرایط زندگی به فکر نجات بشر وانسانیت بود او از خودش و هنرش در راه خوشبختی انسان ها مایه می گذاشت اما با ان شرایط جز شکست چیزی بدست نمی اورد.

اوکیست که میگوید من برای برتری هیچ نشانی جز خوبی نمیبینم.

اما سخن زیبای دیگری از وی:ای خدای توانا من در جنگل ها خوشبختم،خوشبخت در جنگل ها که در آن هر درختی به قدرت تو سخن میگوید،خداوندا این چه عظمتی است اینجا در این جنگل ها و بر روی این تپه ها آرامش است آرامشی که در آن باید به تو خدمت کرد...

او کسی جز بتهوون نیست که از خود و هنر خود در نواختن پیانو مایه میگذاشت تا بتواند انسانیت را به مردم آموزش دهد.

برای شناخت بیشتر وی به کتاب زندگانی بتهوون  از رومن رولان مراجعه کنید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 21:0  توسط هنرمندان  | 

هارپ

هارپ

هارپ

هارپ نام سازى است كه در ايران به آن چنگ مى گوييم. چنگ يكى از قديمى ترين سازها و متعلق به حدود۱۲۰۰ سال قبل از ميلاد است اولين بار مصرى ها و ايرانى ها و ديگر ملل متمدن دنيا آن را مورد استفاده قرار دادند.

ولى بعدها نواختن اين ساز متروك شد تا دوباره در قرن ۱۵ و۱۶ در آلمان استفاده شد. در گذشته، اين ساز، به صورت چنگى قابى بود كه بين قرن هشتم و دهم ميلادى ظاهر شد و تا اواسط قرن پانزدهم ميلادى به وسيله نوازندگان دوره گرد در تمام اروپا مورد استفاده قرار مى گرفت.

در قرن ۱۸ ميلادى هوخ بروكر در باوير به فكر تكميل و از بين بردن نقص هاى هارپ افتاد. او چند دستگاه هارپ پدال دار را كه وسعت صداى آنها۳ اكتاو بود، ساخت.پس از آن گويفرد، لورت و نادرمان و ديگران تلاش كردند تا ساخته بروكر را كاملتر كنند؛ اما موفقيت چندانى به دست نياوردند، علت آن هم تعداد پدالهاى اين ساز بود كه نواختن آن را براى نوازندگان دشوار مى كرد. بنابراين گوزينو در سال ۱۷۸۲ براى اين كه تعداد پدال ها را كم كند، پدال دو تايى را طراحى كرد اما اجل مهلتش نداد. در سال ۱۸۱۱ سباستيان ارارد موسيقيدان فرانسوى اختراع هارپ هوخ بروكر را تكميل كرد و به شكلى ساخت كه نمونه آن امروز همه جا متداول است و «تن» منحصر به فردى دارد.ارارد ساخته خود را با پدال هاى دوبله اولين بار در لندن به معرض نمايش گذاشت كه مورد اقبال و تشويق مردم قرار گرفت.او پس از اين موفقيت به پاريس بازگشت و شروع به ساختن هارپهاى جديدى كرد.اما با محدود بودن تعداد آنها قيمت اين ساز به قدرى زياد شد كه فقط توانگران مى توانستند آن را بخرند آن هم نه براى نواختن بلكه براى زينت سالنها و به همين علت تا سالهاى نخستين قرن بيستم مردم تصور مى كردند كه هارپ، سازى تجملى است.از سال ۱۹۱۰ به بعد، مردم بتدريج براى نواختن و ياد گرفتن هارپ عشق و علاقه پيدا كردند و اكنون در تمام كنسرواتوارهاى بزرگ دنيا كلاس هارپ وجود دارد و شاگردان زيادى مشغول فرا گرفتن اين ساز هستند.چنگ، امروزه يك ساز دائمى اركسترهاى سمفونيك و اپرايى است و بعضى مواقع در گروههاى مجلسى بسيار كارآمد است.

اغلب اشخاص گمان مى كنند كه هارپ را مثل ويولون پيزيكاتو مى نوازند در صورتى كه بايد براى نواختن آن انگشت را فشار داد و بعد آن را رها كرد و تمام شيرينى لحن هارپ مربوط به همين قسمت است.

تكنيك هارپ بسيار سريع است ولى تا نوازنده طرز فشار انگشتها را ياد نگيرد نبايد بيهوده براى تكنيك بكوشد. چنگ، سازى با وسعت صداى شش و نيم اكتاو است كه معمولا۴۶ سيم و هفت پدال دوبله داردو مثل گام دياتونيك پيانو كوك مى شود، كه به وسيله همين پدال ها مى توان گامها را عوض كرد.قدرت كششى اين ساز ۷/۱ مترى، كه به وسيله زه ها بر روى قاب چنگ دوكاره يا كنسرتى اعمال مى شود تا۶۸۰ كيلوگرم است.

جهت توضیح دیگری برگرفته از فرهنگ دهخدا و بررسی تخصصی تر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ارسال : محمدرضا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 8:21  توسط هنرمندان  | 

سر گذشت موسیقی در ایران

(بتهوون )

هیچ چیز زیباتر از این نیست

 که انسان به حقیقت نزدیک

شود و پرتو ان را به وسیله

 هنر بر نوع انسان بتاباند...

 

موسیقی ایران بعد از اسلام تا اواسط قرن نهم هجری دارای اثار مکتوب بود  و جنبه علمی

داشت .کتابهای فارابی ابن سینا صفی الدین ارموی قطب الدین شیرازی  شاهد این مطلبند.

ولی پس از ان مطالعات نظری موسیقی به افول گرایید و به واسطه مساعد نبودن اوضاع اجتماعی  و

 موانع مذهبی کمتر کسی به فرا گرفتن این هنر  رغبت یافت و موسیقی به دست افراد بی مایه افتاد

و این هنر رو به ضعف نهاد و این بزرگترین لطمه ای بود که به موسیقی ما وارد شد.

در دوره قاجار موسیقی درباری دو قسمت بود  :یکی مخصوص سلام های رسمی وعید ها و جشنها

بود  دیگری در مجالس خصوصی نواخته میشد...

در طول سلطنت ناصر الدین شاه نوازندگان بسیاری به دربار رفت و امد داشتند که  حتی در خوابگاه

ناصر الدین شاه برای وی نوازندگی میکردند....

ارسال : نگار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 14:38  توسط هنرمندان  |